الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
388
حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )
نمايشگاه جالب اينك تصويرى از نمايشگاهى را كه ساخته بود جهت اطّلاع شما عرضه مىكنيم : مستعين در اين نمايشگاه گوهرهاى گرانقيمت و اشياى ارزشمندى را جمع كرده بود ، از جمله مجسمهاى از طلا براى هر حيوانى از وحوش و طيور و انسان - كه خداوند آفريده بود - ساخته و با جواهر نفيس آراسته ، و اشياء گرانبها را در آن قرار داده بود ، و همچنين دستور داده بود ، قوطيها و عطردانهايى از طلا بسازند و برايش ( تصوير ) روستاهايى از طلا درست كرده بودند كه براى هر روستايى پانصد هزار اشرفى خرج كرده بود و در آنها مجسمههاى گاو ، گاوميش ، گوسفندان ، سگان و انواع كشتزار و ميوهها : از هندوانه ، گلابى ، انار ، ترنج و نارنج قرار داد و همهء آنها را از طلاى جواهرنشان ساخته بودند . احمد بن حمدون نقل كرده ، مىگويد : روزى نزد مستعين بودم و او نديم علويى داشت به نام « اترجه » ، گفتيم : يا امير المؤمنين ! مايليم كه « قلابه » - يعنى همان نمايشگاه - را ببينيم ، گفت : برخيزيد ، آن بالا رويد ! وقتى بالا رفتيم ، چيز عجيبى ديديم ، گمان نمىكنيم كه خداوند جز در بهشت نظير آن را آفريده باشد ، دست پيش بردم و آهويى را از ميان گنجه برداشتم كه از گوهر قيمتى ساخته بودند و زين و لگام و ركابى داشت در نهايت زيبايى و آن را در جيبم گذاشتم وقتى كه بيرون آمديم و نزد خليفه رسيديم ، رو به ما كرد و گفت : « نمايشگاه را چگونه ديديد ؟ » گفتم : براى من بسيار جالب بود ! « اترجه » رو به خليفه كرد و گفت : سرورم ، در جيب اين خواجه آهويى است ، كه از نمايشگاه دزديده است ، خليفه در پاسخ وى گفت : اترجه ! گويا من شما را فرستادم تا نمايشگاه را ببينيد و با حسرت بيرون بياييد ؟ نه ، بلكه شما را فرستادم تا هر چه را پسنديديد برداريد ، تو مگر چيزى برنداشتى ؟ اترجه ، گفت خير .